برای دانلود جدید ترین موزیک های ایرونی به آدرس جدید ما مراجعه نمایید:
یا بر روی بنر زیر کلیک نمایید:
يكى از دكترين هاى مهم امروز كشور ابرقدرت، آمريكا، «برخورد تمدنها» است. اين فرضيه يا
پارادايم كه امروز تبديل به استراتژى و دكترين شده، ابتدا از سوى ليستر پرسوندر سال 1956 مطرح
شد و تعارضات بين تمدنى مورد توجه قرار گرفت و سپس ساموئل هانتينگتون، نظريه پرداز و
استراتژيست آمريكايى، ابتدا در سال 1993 در مجله فارين افيزر و سپس در كتابى تحت عنوان The
Clash Of Civilization«برخورد تمدنها» تبيين شده و امروزه به عنوان يك استراتژى و نظريه
حياتى در سياست جهانى آمريكا مورد توجه است. موضوع اساسى در اين فرضيه تقسيم بندى
جهان به 7 يا 8 تمدن اصلى است و تمركز بر اين نكته كه جهان امروز، جهان قدرتمندى تمدنها است و
هويت بخشى هر فرد بر اساس تمدن اوست. هانتينگتون با تكيه بر اين امر و مسئله بازگشت خدا،
معتقد است رشد روزافزون جمعيتى، سياسى و اقتصادى برخى تمدنها و ظهور گروه هاى بنيادگرا
باعث مى شود، قرن پيش روى ما، قرن تضاد و برخورد بين تمدنها باشد. او اكيداً تصريح مى كند كه
مدافع مطلوبيت اين درگيرى نيست، بلكه وى طراح و تبيين كننده اين فرضيه است كه درآينده اتفاق
خواهد افتاد
به هر حال هانتينگتون با توجه به اصل سياست به جاى اقتصاد، آينده جهان را اينگونه مى بيند و
البته با تعصب هاى خاص نژادى و هويتى، خواستار حفظ اصالت هويت آمريكايى و غربى است كه
در اين راستا در كنار ديدگاه محافظه كارانه، نظرياتى راديكال در رد مهاجرت، جهانى شدن،
پلوراليسم و لزوم اتحاد و دشمنى مشترك مى دهد. در مجموع با توجه به انتقادات از وى و نيز آينده
جهان، بعيد است آن چه او فرض مى كند اتفاق افتد، مگر آمريكا جهان را چنين بخواهد.
ادامه را در ادامه مطلب با هم مرور می کنیم . . .
ادامه مطلب
ادامه مطلب


